مرتضى مطهرى

37

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

حدى كه وسائل برايش فراهم است آن را تحصيل مىكند . يك گياه و يا بدن يك حيوان و حتى يك عضو از بدن اگر در محيطى و در برابر عاملى ناهموار قرار بگيرد كه حيات و بقا و تعادلش را دچار مخاطره مىنمايد ، تدريجا خود را طورى مجهز مىسازد كه به آسانى بتواند در آن محيط و در برابر آن عامل مقاومت كند . دست انسان در حالى كه نرم و لطيف است اولين بار كه با حمل و نقل جسم سخت و درشتى مثل آجر مصادف شود تاب مقاومت نمىآورد ولى تدريجاً همين دست عادت مىكند ، يعنى يك نيروى داخلى در نسجهاى آن تغييرات متناسبى مىدهد كه بتواند در مقابل عامل جديد مقاومت نمايد . موجود زنده خاصيت تغذيه دارد ، به طور خودكار و تحت تأثير يك عامل درونى مواد خارجى را به خود جلب مىكند و از آنها با تجزيه و تركيب‌هاى مخصوص به نفع بقاى خود استفاده مىكند ، ولى در موجودات بىجان اين خاصيت وجود ندارد . موجود زنده و عنصر زنده هر كجا كه پيدا شد تدريجا رشد مىكند و نو مىشود و متكامل مىگردد ، بر نيروى خود مىافزايد ، تا آنجا كه آماده بقاى نسل مىشود ، خودش از بين مىرود و از طريق بقاى نتاج به وجود خود ادامه مىدهد . حيات و زندگى در هر جا كه پيدا مىشود بر اوضاع و احوال محيط اطراف خود غلبه مىكند و بر عناصر بىجان طبيعت پيروز مىشود ، تركيبات آنها را عوض مىكند و آنها را به وضع و تركيب جديدى در مىآورد . حيات ، مصوّر و طراح و مهندس و نقاش است و در آن خاصيت تكامل و پيشرفت وجود دارد . حيات ، هدفدار و انتخابگر است ، راه خود و مقصد خود را مىشناسد ، راهى را كه از ميليونها سال پيش انتخاب كرده است آرام آرام به سوى مقصود و مقصد مشخص كه جز حداكثر كمال ممكن نخواهد بود طى مىكند و ادامه مىدهد . اين خاصيتها همه در موجود زنده است و در موجودات بىجان وجود ندارد و به قول كرسى موريسن : « ماده از خود ابتكار ندارد و فقط حيات است كه هر لحظه نقشهاى تازه و بديع به عرصه ظهور مىآورد . » از اينجا ما كاملًا درك مىكنيم كه زندگى به خودى خود نيرويى است مخصوص